چرا اول تظاهرات!
طرح "اول اعتصاب غذ"ا چند اشکال اساسی داشت:
اول اینکه ما وقتی در برابر قرار داد اخراج پناهجویان می استیم، در حقیقت علیه دو دولت ، دولت افغانستان و دولت ناروی، مبارزه می کنیم. شکست دادن این دو دولت و لغو قرار داد شان کار ساده نیست که ما بتوانیم با یک یا دو تظاهرات به دست بیاوریم و اگر نتوانیستیم، فورا نا امید شویم که هیچ کار نمی شود. به دست آوردن هر هدف اجتماعی به تناسب بزرگی و اهمیتش، انرژی و نیرو می خواهد.
دوم، رسانه های خبری در تمام کشورها وابسته به دستگاه های قدرت اقتصادی و سیاسی است و به این اساس آزادی بیان در قانون نمی تواند آزادی بیان در عمل را تامین کند. رسانه های ناروی نیز از سیاست دولت بیشتر حمایت می کند تا آنچیزی که کاملا متناقض با سیاست دولت است. دولت ناروی در کنار تمام دولتهای غربی، در تلاش آبرو دادن به دولت افغانستان است اما وقتی ما به میدان می آییم و می گوییم شما دروغ می گویید، دولت افغانستان دولت جنایتکاران جنگی، دولت بنیاد گریان دینی و دولت باندهای قاچاق مواد مخدر است، در حقیقت مقابل سیاست دولت ناروی می استیم و در چنین صورت طبیعی است که رسانه ها بیشتر طرف دولت را می گیرند تا طرف ما را.
سوم، تظاهرات های قبلی ما کاملا ناموفق نبودند. ما نتایجی محسوسی داشتیم: باعث جلب حمایت خیلی از سازمانهای پناهندگی شد، خیلی از خوانواده های پناهجوی افغانستانی نیز بعد از اعترضات قبول شد که یکی از خواسته های ما در قطعنامه بود، کرزی برنامه دیدارش از ناروی با ترس از واکنش تند پناهجویان لغو کرد و دولت ناروی موقتا عقب نشست و حتی از علنی کردن متن قطعنامه خود داری نمود.
چهارم، از اول دست زدن به اعتصاب غذا ابتکار را از دست ما می گبرد. چون ما آخرین سلاح را اول استفاده کرده ایم. اگر این تیر به نشانه نخورد چه؟ اصولا، ما باید کم کم هم خود را رشد و سازماندهیم و هم وجدان جامعه ناروی رابیدار کنیم و به حمایت از خواسته های عادلانه خود بکشانیم. درچنین صورتی است که رسانه های خبری نیز به ناگزیر صدای ما را انعکاس خواهد داد. ما باید خود را برای یک مبارزه طولانی آماده کنیم. این اعتراضات ممکن است شش ماه یا بیشتر و کمتر طول بکشد و ما نباید در مسیر راه از پای بمانیم و شکست بخوریم.
بنابراین، تظاهرات با سازماندهی درست و آگاهی از چگونه مبارزه کردن، سلاح اساسی است نه اعتصاب غذا.
اعتصاب غذا به عنوان آخرین تیر باید استفاده شود اما نباید هیچ زمانی تاثیر تظاهرات و راهپیمایی را نادیده گرفت. نمی شود همیشه اعتصاب غذا کرد اما می شود همیشه تظاهرات کرد.
تظاهرات نه تنها تاثیر بیرونی دارد بلکه خود ما را از لحاظ سیاسی رشد می دهد و تجربه های سازماندهی را در میان خود ما بالا می برد، چیزی که ما شدیدا به آن ضرورت داریم. موفقیت ما بیش از آنکه محصول کمک های بیرونی باشد، محصول این است که ما چقدر معقول، پیش روند و سازمانیافته مبارزه می کنیم. تمام مسئله این نیست که ما فقط در ناروی بمانیم، مسئله این هم است که ما درک خود از راسیزم، پناهندگی و شیوه های مبارزات اجتماعی را بالا ببریم. ما حتی اگر قبول شویم، فردا مشکلات زیادی پیش رو خواهیم داشت که به تشکل پناهندگی و سازمانیافتگی نیاز داریم.
